تبليغاتX
نهج البلاگ
تركيب غلط "پيامبر اسلام" را به كار نبريم دوشنبه 11 دی1385 22:8

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

» با تشكر از حجه الاسلام و المسلمين رسول جعفريان از اساتيد حوزه و دانشگاه

 

مقدمه

برجسته ترين و بزرگ ترين كلمه ي خدا در همه ي آفرينش، وجود گرامي خاتم الانبياء حضرت محمد بن عبدالله (صلي الله عليه و آله و سلم) و اهل بيت اوست و روايات فراواني بر اين حقيقت، دلالت دارد.

تعبيرات و تركيبات بكار رفته درباره ي اين پيامبر بزرگ الهي در قرآن كريم و احاديث، بسيار قابل توجه و درس آموز است. آن چه در اين مقاله كوتاه مطرح گرديده آگاهي بخشي به نويسندگان و گويندگان است تا از تعبيرات و تركيبات غلط كه با جعل مغرضانه مستشرقان وارد بر حوزه معارف ديني ما شده است؛ پرهيز نموده و از تعبيرات و تركيبات صحيح قرآني و روايي بهره جويند.

 

تركيب غلط "پيامبر اسلام" را به كار نبريم؟

سال ها پيش مرحوم اميري فيروز كوهي شاعر و محقق برجسته كشورامان مقاله اي درباره ي غلط بودن تعبير "پيامبر اسلام" در مجله دانشكده الهيات مشهد نوشته بود وقتي آن را شنيدم از اينكه تعبير "پيامبر اسلام" تعبير نادرستي است ابتدا برايم نا مانوس بود اما بعد از مطالعه ي آن مقاله، دريافتم كه حق با آن شاعر فرهيخته و استاد ارجمند بوده است.

تعبير "پيامبر اسلام" تعبير بسيار غلط، مغرضانه و ساخته دست مستشرقان بوده و بر اهل قلم و گويندگان لازم است كه آن را در هيچ كجا به كار نبرند.

مع الاسف شاهديم كه بي دقتي ما دامنه اش چندان وسيع است كه بسياري از نويسندگان و گويندگان ما از اين تعبير غلط در عناوين كتاب هايشان و عنوان سخنراني هايشان و رسانه ها در تيتر خبرشان استفاده مي كنند. طي سالهاي گذشته شاهد بوده و هستيم كه در بيشتر متن هايي كه در صدا وسيما خوانده شده يا در مطبوعات درج گرديده هميشه از اين تركيب نادرست استفاده شده و مي شود بدون آنكه بر غلط بودن و تركيب مغرضانه "پيامبر اسلام" واقف باشند.

 

"پيامبر اسلام" يا رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم)

قداست كلمه رسول الله هم بسيار روشن، واضح و آشكار و نادرستي تعبير "پيامبر اسلام" با اندكي تامل قابل درك است.

درضمن كار و مطالعه ي آثار اسلامي، دريافتم كه آنچه هميشه و هميشه ميان مسلمانان و در متون مقدس از قرآن و حديث و غيره بكار رفته، تعبير رسول الله است نه رسول الاسلام كه هيچ سابقه اي ندارد. حتي امروز هم در فرهنگ مسلمانان غير فارسي زبان، به خصوص در زبان عربي، كسي تعبير رسول الاسلام را به كار نمي برد محتمل است كه اين تعبير نادرست در آثار ماركسيست هاي عرب يا لائيك هاي ضد دين به كار برود و به وضوح يك خواننده عرب با ديدن تعبير رسول الاسلام مي فهمد كه نويسنده اعتقادي به نبوت ندارد.

اما در زبان فارسي به طور اعم يعني توسط مسلمان و غير مسلمان بكار رفته و اين هم ناشي از بي دقتي ما در انتخاب تركيب هاي وارداتي يا ترجمه ي معادل هاي انگليسي به فارسي است.

آنچه در اين باره بايد توجه داشته باشيم اين است كه وقتي ما كلمه رسول را به كار مي بريم مقصودمان فرستاده و نماينده است. در اين فرستاده مهم آن است كه از طرف چه كسي آمده است نه آن كه چه چيزي را آورده است.

اين اهميت از آن بابت است كه قداست رسول به آن است كه از طرف خداي تعالي براي زمينيان فرستاده شده است. خداوند مرتب روي اين جنبه تكرار دارد و به همين دليل است كه تعبير رسول الله در متون مقدس استفاده مي شود. در قرآن به طور موكد تعبير به رسول الله داريم و متاسفانه در فرهنگ ما به كار بردن اين تعبير قرآني ترك شده و به جاي آن، آن تعبير نا مانوس  آمده است.

اگر ما جهت الي رسالت را با ساختن تعبير "پيامبر اسلام" كنار بگذاريم؛ درست به همان هدفي كه مستشرقان از جعل و كاربرد اين تعبير داشته اند نزديك شده ايم. آنان اعتقادي به اين كه محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) از طرف خداوند آمده، ندارند. اما با اين مطلب كه محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) دين اسلام را ميان مردم آورده مشكلي نداشته و اين تعارضي با معتقدات و باور هاي غير ديني يا ضد ديني آنان ندارد. بنابراين به راحتي كلمه "پيامبر اسلام" را ساخته اند و به جاي پيامبر خدا گذاشته اند.

البته مي پذيريم كه وقتي يك مسلمان ايراني، كلمه ي "پيامبر اسلام" را به كار مي برد قصد انكار آن طرف يعني بعد الهي اين رسالت را ندارد. اما اين امر بر حسب يك عادت است نه آن كه بر اساس اين تعبير به جنبه ي الهي بودن دين مي رسد.

از علاقه اي كه به اين مساله داشتم در پي يافتن مقاله ي مرحوم فيروزكوهي بر آمدم و آن را يافتم. ايشان در اين مقاله ي كوتاه مي نويسد:

**« معلوم نيست چرا و به چه سبب چند سالي است كه اغلب بكله عموم نويسندگان و گويندگان و خطباي فاضل و سخنرانان ما، اين عموميت و اطلاق را از شمول و اتفاق انداخته و به قيد و تخصيص آن در مكاتبات و محاورات خود پرداخته اند و مدام بر فراز منابر و متون دفاتر مي گويند و مي نويسند: "پيغمبر اسلام چنين گفت، پيغمبر اسلام چنان كرد."

حقير احتمال مي دهد كه اين بي توجهي و انصراف اذهان، حتي از طرف فضلا و صاحب علمان، از وقتي به ظهور و تداول عامه يافت كه مترجمان كتب خارجي و سيره نويسان غير مسلمان، به ترجمه و نقل از كتب ايشان بدون توجه و دقت شايان دست زده و عين نوشته ها و كلمات و اعتقادات و نظريات آنان را كلن و جزئن وارد عبارات و جملات مورد ترجمه ي خود كرده اند.

... اما مسلماني كه اعتقاد به خاتميت، ضروري دين و اعتقاد اوست و مسلمان فاضلي كه به نص قرآن مجيد و عين اخبار و قطع سيره، بكله به حكم عقل و استدلال و وصول به درجه كمال، همين عقيده مورد قطع و يقين اوست، ديگر مجاز نيست كه به هيچ گونه تخصيصي از اقسام مخصصات و هيچ نوع قيدي از انواع قيود(حتي قيد توضيحي) اين عموميت و اطلاق را مخصوص و مقيد گرداند، و عقايد ديگران و تقييدات آنان را مورد لحاظ قرار دهد و در گفته ها و نوشته هاي خويش به كار برد.»

 


پي نوشت:

**مجله دانشكده الهيات مشهد- شماره 14 (سال 54- ص 215-218)

*فصلنامه ي قرآني كوثر ش 21

نوشته شده توسط سردبیر نهج البلاگ | موضوع: | لینک ثابت |