تبليغاتX
نهج البلاگ
یکشنبه 12 آذر1385 22:21

كلمات قصار حضرت محمد مصطفي (ص) از كناب نهج الفصاحه

- آفت دين سه چيز است: داناي بدكار و پيشواي ستم كار و مجتهد نادان.

- آفت دانش فراموشي ست و دانشي كه به نااهلان سپاري تلف مي شود.

- مانند بندگان غذا مي خورم و مانند آنها بر زمين مي نشينم.

- نشان منافق سه چيز است: سخن به دروغ مي گويد، او وعده تخاف كند در امانت خيانت نمايد.

- خداوند از گناه قاتل مومن نمي گذرد و توبه او را نمي پذيرد.

نوشته شده توسط سردبیر نهج البلاگ | موضوع: | لینک ثابت |
یک کلام ختم کلام! شنبه 11 آذر1385 22:10
 

آدم باشیم!

نوشته شده توسط سردبیر نهج البلاگ | موضوع: | لینک ثابت |
سبز، سبز، یه گنبد... پنجشنبه 9 آذر1385 22:15

بسمک اللهم

گنبد خضرای تو شد، سبزی سرنوشت من...

گنبد خضرا

بعضی وقتها که دلم میگیرد. می نشینم وسط اتاقم. روی زمین. درست روبروی پوستر مدینه. همان که تویش عکس بقیع و مسجد النبی را میکس کرده اند روی هم. زل می زنم بهش و می گذارم "مدینه شهر پیغمبر" حاج منصور با بلندترین صدای ممکن از باندهای اسپیکرها بخواند و بعد آرام آرام اشک ها راحت بیایند، سرازیر شوند و راه را خودشان پیدا کنند. 
از خود می پرسم یعنی واقعن این اشکها لیاقت خاک مدینه را ندارند؟...

نوشته شده توسط سردبیر نهج البلاگ | موضوع: | لینک ثابت |
خیبر چهارشنبه 8 آذر1385 14:11

کلیاتی در مورد جنگ خیبر

 استقرار حکومت اسلامی در مدینه، یهودیان دشمنی خود را با اسلام و پیامبر و مسلمانان به شکل‌های گوناگون نشان می‌دادند. یهودیانی که در مدینه و اطراف آن ساکن بودند، به دلیل پیمان‌شکنی و توطئه، از سوی پیامبر اکرم به عواقب ناگواری نظیر اعدام، آوارگی و تبعید از مدینه گرفتار شدند و برخی از آنها در منطقه‌ای به نام خیبر و وادی القری که جلگه وسیع و حاصلخیزی در 32 فرسخی شمال مدینه است، سکونت گزیدند.

با این حال، بعضی اقدامات یهودیان که منجر به حوادثی چون جنگ احزاب شد و نیز احتمال همدستی آنها با کسری و قیصر، پیامبر را بر آن داشت که هرچه زودتر آتش فتنه آنها را برای همیشه خاموش کند. به همین جهت دستور حمله به سوی دژهای یهودیان را صادر کرد، فردی به نام غیله لیثی را جانشین خود در مدینه قرار داد، پرچم سفیدی به دست حضرت علی علیه السلام داد و همراه مسلمانان عازم خیبر شد.

لشگر مسلمانان 1600 نفر بود که 200 سواره‌نظام داشت. پیامبر هنگامی که به سرزمین خیبر رسید، این‌گونه دعا کرد: « ای خدای آسمانها و آنچه در زیر آنها قرار دارد! ای خدای زمین‌ها و آنچه بر آنها سنگینی افکنده است! از تو خوبی این آبادی و خوبی ساکنان آن و خوبی هر آنچه را که در آن هست می‌خواهیم و از بدیهای این آبادی و ساکنانش و آنچه در آن است به تو پناه می‌بریم.»

روز اول و دوم، پیامبر برای فتح دژها به ترتیب ابوبکر و عمر را مأموریت داد ولی آنها بدون نتیجه به حضور پیامبر برگشتند. پیامبر فرمود:« فردا این پرچم را به دست کسی می‌دهم که خدا و پیامبر را دوست دارد و خدا و پیامبر نیز او را دوست دارند و خداوند این دژ را به دست او می‌گشاید. او مردی است که هرگز پشت به دشمن نکرده و از صحنه نبرد نمی گریزد.» صبحگاهان علی علیه السلام را احضار کرد و دست بر دیدگان دردناک او کشید و دردش را تسکین داد به طوری که علی علیه السلام تا آخر عمر به درد چشم مبتلا نشد.

علی علیه السلام روانه دژها شد درحالی که زره محکمی بر تن داشت و شمشیر ذوالفقارش را در دست گرفته بود. او مرحب خیبری و برادرش را به هلاکت رساند و چون سپرش را در حین نبرد از دست داده بود، در یکی از دژها را از جا کند و تا پایان جنگ، از آن به جای سپر استفاده کرد.
علی علیه السلام در این زمینه می‌فرماید: « من در قلعه را هرگز با نیروی بشری از جا نکندم، بلکه در پرتو نیروی الهی و با اتکاء به نفسی که آرامش ایمان و لقا‎‍ء الله در آن رسوخ کرده، این کار را انجام دادم.»

با دلاوری مسلمانان، دژهای هفتگانه خیبر که عبارت بودند از « ناعم، قموص، کتیبه، نسطاة، شق، وطیح، سلالم » یکی پس از دیگری فتح شد. در این نبرد جمع زیادی از دلاوران یهود به دست حضرت علی علیه السلام و سایر رزمندگان سپاه اسلام به هلاکت رسیدند، جمعی از مسلمانان از جمله محمود بن مسلمه انصاری به شهادت رسیدند و جمعی نیز مجروح شدند. تعدادی از زنان با اجازه پیامبر در جبهه حاضر شدند و به یاری مسلمانان و پرستاری از مجروحان جنگی پرداختند.
پس از پیروزی مسلمانان، غنائم میان آنها تقسیم شد و پیامبر همه یهودیان را از شبه جزیره تبعید کرد تا برای همیشه از قلمرو مسلمانان خارج شوند.

  • مغازی واقدی، ج2، ص633
  • سیره ابن هشام، ج3، ص342
  • فروغ ابدیت، ج2، ص637
  • نوشته شده توسط سردبیر نهج البلاگ | موضوع: | لینک ثابت |
    ریحان سه شنبه 7 آذر1385 10:50

    بسمک اللهم

    دختر

    بلند می شد. تمام قد. آن زمانی که عرب از دختردار شدن روسیاه می شد و آنها را زنده به گور می کرد، او جلوی پای دخترش بلند می شد. تمام قد.

    هرگاه مژده دختر دار شدنش را می دادند، چهره اش باز می شد و می گفت: "ریحان است و دسته گل. روزی اش نیز با خداست."
    چهار دختر داشت پیامبر. و یک مادر، فاطمه (س).

     

    نوشته شده توسط سردبیر نهج البلاگ | موضوع: | لینک ثابت |
    شادی کردن دل... شنبه 4 آذر1385 21:44

    بسمک اللهم

    شادی هدیه کن تا شادی هدیه بگیری

    - هر کس غمی از غمهای دنیا را از دل و جان برادر مومن خود بزداید خدای نیز اندوهی از اندوه های او را در جهان آخرت خواهد زدود.

    - هرکس دل مومنی را شاد کند. مرا شادمان کرده و هر کس مرا شادمان کند خدای را مسرور نموده است. بهترین کارها نزد خدای عزتمند پرجلال شاد کردن فلب مومنان است.

    - نزدیکترین حال بنده مومن به خداوند پرجلال و عزیز هنگامی است که قلب برادر مومنی را شاد کند.

    - پس از نماز، پرفضیلت ترین کردارها شاد کردن دل مومنان است.

    - محبوب ترین اعمال نزد خداوند شاد کردن دل مومنان، سیر کردن آنها و پالودن (زدودن) غم و اندوه آنان است.

    رسول اکرم (صل الله علیه وآله) اصول کافی، سفینه البحار

    نوشته شده توسط سردبیر نهج البلاگ | موضوع: | لینک ثابت |